شَروِه­ های جنوب، صدای مردمان خاموش

جغرافیای بوشهر همچون سایر مناطق خلیج فارس، از زمان‌های دور، محل استقرار ملیت‌های مختلف به‌ویژه آفریقایی‌ها و اعراب بوده و بنابراین، این مناطق مخصوصاً بوشهر از موسیقی عرب و خلیج فارس تأثیر زیادی گرفته است. با فرانت همراه باشید تا داستان تحول شروه را پیگیری کنیم.

موسیقی بوشهر در اصل، ریشه آوازی دارد و به دو دسته موسیقی مذهبی و غیر مذهبی تقسیم می‌شود. آوازهای مذهبی در مناطق دشتی، دشتستان و تنگستان با نام «شروه» شناخته می‌شود. در واقع، شروه به ترانه‌های ساده و دل‌نشین محلی با قالبی عموماً دو بیتی گفته می‌شود. زندگی مردم بوشهر در کنار طبیعت خشن و طاقت‌فرسای آن، گونه‌ای از موسیقی را می‌طلبد که علاوه بر اینکه بازتاب‌دهنده طبیعت خود باشد، باید تحمل آن را آسان، زیستن در آن را لذت‌بخش و هویت تاریخی مردمانش را به آن پیوند بزند.

ترانه‌های بوشهر به دو گروه تقسیم می‌شوند؛ گروهی که متر معینی دارند و گروهی که کاملاً آزاد هستند. در گروه اول، ملودی یا خیلی کوتاه است یا اینکه از فیگورهای متعدد کوتاه تشکیل شده است. در گروه دوم که «شروه» در آن دسته قرار می‌گیرد، ملودی بیشتر به وسیله سکوت‌های نسبتاً طولانی از هم مجزا می‌شود.

شروه به روایت دهخدا، واژه‌ای است فارسی که ریشه در شرفه، شرفناک، شرفانگ، شروک، چروک، چروه به معنی صدا، صدای پا، آواز و هر صدای آهسته دارد. برخی اعتقاد دارند که شروه از روزگار ساسانیان به صورت چروه یا چروک Charvuk در مایه دشتی خوانده می‌شده است. بعضی از محققان نیز بر این باورند که لغت شروه، شلوه، شروی و… مفهومی است که قشقاییان درباره ترانه‌های خود به کار می‌بردند. هرچند اغلب پژوهشگران جنوبی همچون محمد تقی مسعودیه با چنین آرایی مخالف‌اند، اما برخی محققان چون محمدرضا نجاریان و کبری ظریفان نشان داده‌اند که چطور شروه در مناطقی چون کهگیلویه و بویراحمد همچنان بخشی از ترانه‌های عامیانه مردان و زنان است؛ با این تفاوت که شروه در میان عشایر تنها مربوط به مراسم عزاداری است و اجرای آن در مراسم عادی پسندیده نیست، اما در جنوب ایران علاوه بر مراسم عزاداری حتی در جشن‌ها نیز ازاین‌گونه موسیقی استفاده می‌شود. در این میان، برخی نیز معتقدند در یونان باستان در پیشگاه خدایان، آوازهایی می‌خواندند که شروه نام داشته و حتی پلوتارک، مورخ یونانی از آن نام برده است. لازم به ذکر است که گستره شروه در ادب پارسی نشان می‌دهد که شروه خوانی در قدیم، دورتر از مرزهای کنونی خود حیات داشته است، طوری که مولوی می‌گوید:

کاروان شکر از مصر رسید /شرفه ٔ  بانگ درا می‌آید.

شروه خوانی که به واسطه دوبیتی‌های معروف فایز دشتی، «فایز» نیز خوانده می‌شود، در خرداد ماه سال 1390 به ثبت ملی رسید و در ردیف آثار فرهنگی و هنری برجسته جنوب ایران قرار گرفت. شروه عموماً در مایه دشتی اجرا می‌شود. علاوه بر فایز دشتی«سید بهمنیار» ملقب به «مفتون» ازجمله مشهورترین دو بیتی­ سرایان جنوب است که اشعار آن‌ها در شروه­ها استفاده می‌شود.

شراب شروه غوغا کرده امشب/ به جان‌ها شعله برپا کرده امشب

شراب شروه با شیرینی نی/ عجب مجلس مهیا کرده امشب

با اینکه قالب دو بیتی، رایج‌ترین قالب شروه است، اما در برخی مناطق همچون بویراحمد و ممسنی، گونه‌ای تک بیت است و در برخی مناطق هم گاهی قالب مثنوی نیز مشاهده شده است.

برخی محققان معتقدند بین موسیقی بعضی از مناطق ایران همبستگی وجود دارد و از سوی دیگر، موسیقی این مناطق با ردیف دستگاهی ایران قابل مقایسه است. این همبستگی در درجه اول، بین موسیقی بوشهر و آواز دشتی به چشم می‌خورد. اصولاً عنوان دشتی یا عناوین گوشه‌هایی مثل گیلکی، بیدگانی، چوپانی، دشتستانی و حاجیانی، رابطه آواز دشتی با موسیقی سایر نقاط ایران را نشان می‌دهند، زیرا همه این گوشه‌ها آواز دو بیتی در منطقه دشتستان و خارج از آن را تشکیل می‌دهند.

دکتر محمد تقی مسعودیه مدعی است خویشاوندی موسیقی بعضی از مناطق ایران بیش از همه بین بوشهر و تربت جام مشهود است، زیرا هم در بوشهر و هم در تربت جام آوازها به دو گروه متر آزاد و گروهی که متر مشخص دارند، تقسیم می‌شود. در دوبیتی‌های هر دو منطقه، اندوه حاصل از مشکلات و محرومیت‌ها در فرهنگ مردم این دیار متجلی شده و باعث شده که اینان نیز همانند سایر ساکنان روستاها و بندرها در جنوب، احساسات خود را در قالب دوبیتی‌هایی زیبا با لحن سوزناک شروه که نوعی ترانه عامیانه است، بیان کنند.

دیدگاه علی باباچاهی نیز درباره ریشه واژه شروه در نوع خود جالب توجه است. به عقیده او، شروه ریشه در دو واژه شَر و وِه دارد. «شَر» بیان‌کننده حوادث ناگوار و «وِه» عکس‌العملی است که معمولاً جنوبی‌ها هنگام ابراز مصائب، نوحه‌سرایی و بیان حالات و احساسات حاکی از غم و اندوه از خود بروز می‌دهند. تکرار سه بار کلمه وه، وه، وه در عزاداری سرپایی که نوعی سوگواری زنانه در بوشهر است و با نوعی رقص پا همراه می‌شود، هنوز در بوشهر متداول است.

ریتم شروه با شعر دو بیتی یا ترانه بر وزن مفاعیلن، مفاعیلن، مفاعیل که بحر هزج مسدس محذوف یازده یا دوازده هجایی است، هم‌آوایی دارد و در اشعار محمد علی دشتی معروف به فایز دشتی متبلور است. فایز را پس از باباطاهر همدانی، از بزرگ‌ترین دوبیتی­سرایان ادب فارسی می­نامند. شعرهای او نماینده شعرهای فولکلوریک و عامه ادبیات است. بر خلاف اشعار باباطاهر که ریشه‌های عرفانی و معنوی دارد، در اشعار فایز، دردهای زمانه و زندگی اجتماعی مردم موج می‌زند.

بیا تا برگ گل نارفته بر باد گلی/ چینیم و بنشینیم دلشاد

بت فایز مکن تأخیر چندان/ که تعجیل است عمر آدمیزاد

شروه پژوهان جنوب تلاش کرده‌اند تا در مورد شروه و محتوای آن اظهار نظر کنند. باباچاهی از شاعران جنوب اعتقاد دارد «شروه تنها حکایت نفس و روایت بعید گونه نفسانیات نیست، بلکه ظلمی است که از جانب طبیعت بر انسان جنوبی رفته است. قصه بلهوسانه شهری‌ها نیست، بلکه حماسه سرخورده‌ای است که به نوعی عرفان گراییده، عرفانی که هیچ مددی از ماوراءالطبیعه نگرفته است». برخی دیگر از این پژوهشگران اعتقاد دارند که شروه، اندوه و دردمندی خواننده‌اش را که بازتاب و منعکس‌کننده درد عموم مردم است، منعکس و آشکار می‌کند. دکتر سهیلا شهشهانی هم اعتقاد دارد شروه در میان عشایر ممسنی، حکایت کارنامه زندگی فرد متوفی است که از طریق آن، زندگی تا مرگ یک فرد در آن روایت می‌شود.

اگر قرار باشد به صورتی دقیق‌تر، تاریخچه این موسیقی فولکلور را پی گیری کنیم، باید به این نکته اشاره کنیم که در قدیم، دو نوع ترانه معمول بوده است؛ یکی شروه و دیگری «باغاتی». شروه خوانان به شهری خوان معروف بودند و باغاتی، ترانه‌های کوچه باغی بود که به روستایی خوان شهره بودند.

جالب است بدانید که در اراک از شروه (که در آنجا شربه گفته می‌شود) برای گرفتن فال استفاده می‌شود. برای این منظور، دوازده دو بیتی به نیت دوازده امام را انتخاب می‌کنند؛ به‌این‌ترتیب که ابتدا شخصی که خواستار فال است، نیت می‌کند. بعد یک یا دو نفر یا شخصی که نیت کرده، شروع به خواندن دوبیتی‌هایی می‌کند که از حفظ دارند و حسابدار، این دوبیتی‌ها را حساب می‌کند. برای صرفه‌جویی در وقت فقط یک مصرع از هر دوبیتی خوانده می‌شود. وقتی که شمار دوبیتی‌ها به دوازده رسید، حسابدار می‌گوید: این شعر دوازدهم است. دوبیتی دوازدهم، امل خوانده می‌شود و نتیجه فال از روی آن معلوم می‌شود. در انتها چند دوبیتی معروف از شروه های جنوب را برای آشنایی بیشتر شما با آن نقل می‌کنیم:

بتی کز ناز، پا بر دل گذارد/ ستم باشد اگر بر دل گذارد

کف پایی بدین لطف و نزاکت/ چسان بر دیده فاضل گذارد

***

شفق در خون، شقایق زار در خون/ گذر گه خون، گل و گلزار در خون

به هر جا رو کنی سیلی است جاری/ در و دشت و دل و دلدار در خون

***

غم هجرت چنان تأثیر کرده/ که ما را در جوانی پیر کرده

اجل کو تا کشد زارم که هجران مرا از زندگانی سیر کرده

***

از کوچه درآمدی و سیبم دادی/ مانند خودت سرخ و سفیدم دادی

سیبی که تو داده‌ای هنوزش دارم/ صد نقره گرفتم و عزیزش دارم

با آنکه شروه شعر مردم عامی و عادی جنوب این زمین سوخته است، اما امروزه از چنان اعتبار و ارزشی در میان اهالی فرهنگ برخوردار شده است که حتی شاعر نامداری چون منوچهر آتشی را که از شاعران بزرگ معاصر است، وادار به سرودن این‌گونه از کلام طبع‌آزمایی کند. شروه، تجلی تماس دردهای انسانی با طبیعت است، گویی گفتگویی است میان انسان و طبیعت؛ از همین رو «آتشی» نیز می‌سراید:

یکی بر سنگ خارا تیشه می‌زد/ یکی در بزم شیرین شیشه می‌زد

به کوه و کاخ، کار از تیشه می‌رفت/ یکی بر سر یکی بر ریشه می‌زد

اگر در مناطقی زندگی می‌کنید که شروه خوانی بخش از آیین‌هایتان است، برای ما در مورد کم و کیف آن بنویسید. بی‌شک، نظرات شما به بهبود این نوشتار فرانت کمک می‌کند و از سوی دیگر می‌تواند بخشی از تاریخ شفاهی شروه را از خطر نابودی نجات دهد.

در اینجا می توانید یکی از شروه های بوشهری را با شعری از فایز دشتی بشنوید

منابع:

1-بررسی ده گونه از موسیقی بوشهر سارا رضا زاده

2- شروه قهس و لالایی کهگیلویه و بویراحمد محمد رضا نجاریان و کبری ظریفیان کریکپ

3- شعر فولکلور: شروه؛ شعر شیدایی محمد احمد پناهی سمنانی

4- شروه ، شعر پرشور جزایر و سواحل خلیج فارس احمد حبیبی

دیدگاه خود را بیان کنید

برای ثبت دیدگاه تکمیل بخش های ستاره دار الزامی میباشد.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دیدگاه ها