سیاست و موسیقی

ترکیب سیاست و موسیقی در ابتدا، ترکیبی غریب به نظر می‌رسد؛ در واقع این دو واژه به دو دنیای متفاوت تعلق دارند. سیاست و موسیقی مانند دو غریبه هستند که شاید در یک مسیر پرتردد به هم تنه بزنند. کلاه از سر یکی از آن‌ها بیفتد و دیگری بخواهد به او کمک کند. مکالمه احتمالاً با سلام و عذرخواهی شروع می‌شود و خانم موسیقی به آقای سیاست می‌گوید، آقا کلاهتان، روی زمین افتاده است و پس از این مکالمه هر کدام به راه خود ادامه دهند.

ملاقات سیاست و موسیقی از جنس ملاقات طوطی گرمسیری و پنگوئن سردسیری است؛ با این وجود گاهی این اتفاق رخ می‌دهد. زمانی سیاست‌مداران به سراغ موسیقی می‌روند تا از آن استفاده کنند و گاهی موسیقی‌دانان از هنر خود برای رساندن پیامی سیاسی یا اعتراضی عاری از خشونت استفاده می‌کنند.

البته داستان سیاست و موسیقی، داستانی قدیمی است که شاید به هزاران سال قبل بازمی‌گردد. پادشاهانی که از موسیقی به عنوان ابزار سرگرمی یا اتحاد مردم استفاده می‌کردند و طبل‌هایی که فرماندهان نظامی در جنگ استفاده می‌کردند؛ هر کدام نمونه‌هایی از کاربردهای موسیقی در سیاست و استراتژی است. در هر صورت، این مقاله، روایت داستان سیاست و موسیقی در طول تاریخ است و شاید خواندن آن برای کسانی که سیاست و موسیقی را دوست دارند، جذاب و قابل توجه باشد.

سیاست و موسیقی، صمیمی‌ترین دشمنان

رابطه سیاست و موسیقی، رابطه‌ای است که از اشکال غیر کلامی ارتباطات انسانی نشئت می‌گیرد و بر ماهیت گسترده ارتباط بشری صحه می‌گذارد. اجازه بدهید کمی در این مورد توضیح دهیم. بسیاری از اطلاعات ما از طریق داده‌های بصری ایجاد می‌شود، با این حال، نقش داده‌های صوتی را نمی‌توان نادیده گرفت.

چیزی در مورد جنبش مدنی حقوق سیاه­پوستان در آمریکا شنیده‌اید؟ افراد زیادی، پوسترها و شعارهایی را که در حمایت از حقوق سیاه‌پوستان نوشته شده است، دیده‌اند (داده‌های بصری)؛ با وجود این چه کسی سخنرانی معروف «من رؤیایی دارم» مارتین لوترکینگ را فراموش کرده است؟ یا چه کسی نقش موسیقی‌دانان راک را در فرو ریختن دیوار برلین نادیده می‌گیرد؟ از این مثال‌ها در تاریخ فراوان است.

رابطه سیاست و موسیقی در تاریخ، بسته به کاربرد موسیقی برای سیاست، دوستانه یا خصمانه بوده است. گاهی از موسیقی به عنوان ابزاری برای اعتراض استفاده شده، گاهی ابزار تبلیغات بوده و در مواردی هم ابزاری برای مقاومت بوده است.

استفاده از موسیقی به عنوان ابزار اعتراض را می‌توان در آثار متأخر پاپ، راک، رپ و … مشاهده کرد؛ مثلاً آهنگ Master of Puppets از گروه متالیکا، بیانیه‌ای علیه بی‌عدالتی، فقر و تبعات اجتماعی و اخلاقی ناشی از آن و به طور خلاصه، بیانیه‌ای علیه سرمایه‌داری است. آهنگ معروف مایکل جکسون در ژانر پاپ با عنوان They don’t care about us هم مثالی از موسیقی اعتراضی به بی‌عدالتی نژادی و اقتصادی است. آثار «پیت سیگر» موسیقی اعتراضی برجسته در جنبش حقوق مدنی آمریکا بوده است؛ جنبشی که به طور مشخص علیه تبعیض نژادی شکل گرفت. مثال‌های فراوان دیگری از ارتباط موسیقی و سیاست وجود دارد که برای اعتراض به کار رفته است.

هنر و خصوصاً موسیقی به علت ماهیت یکتا و منحصربه­فرد خود همواره ابزاری قدرتمند در برابر سلطه سیاسی و ایدئولوژیک نظام‌مند بوده است. بسیاری از سبک‌های موسیقی مدرن، تحت تأثیر بحران‌های اجتماعی شکل گرفته‌اند. شکل‌گیری مدرن موسیقی «رپ» با وجود داشتن ریشه‌های قدیمی در آفریقا، مدیون جوانان سیاه‌پوستی است که آن را در محله «برانکس نیویورک» در برابر تبعیض نژادی ایجاد کردند. موسیقی متال که موسیقی اعتراضی سفیدپوستان آمریکا محسوب می‌شود، همین روند را طی کرده است.

از دیگر شکل‌های ارتباط سیاست و موسیقی، تبلیغ بوده است. به طور مثال، موسیقی ابزار مهمی در تبلیغات سیاسی و کمپین‌های انتخاباتی است. مثلاً تونی بلر در سال 1997 از آهنگ Things Can Only Get Better برای کمپین انتخاباتی خود استفاده کرد. کاندیداها در آمریکا و اروپا به صورت مؤثری از موسیقی برای تبلیغات استفاده می‌کنند. در بسیاری از موارد، خواننده‌های معروف در ایالات متحده از کاندیدای مشخصی حمایت می‌کنند و برای آن‌ها موسیقی حمایتی می‌خوانند. بسیاری از خواننده‌ها به طور سنتی طرفدار حزب دموکرات در آمریکا هستند و گروهی از موسیقی‌دانان هم از کاندیداهای جمهوری‌خواه دفاع می‌کنند. از این مثال‌ها فراوان است.

در نهایت، سیاست و موسیقی ارتباطی را شکل می‌دهند که از دل آن، عناصر مربوط به مقاومت سیاسی بیرون می‌آید. به طور مثال می‌توان به آهنگ  We don’t need no educationآهنگ معروف گروه «پینک فلوید» اشاره کرد که مقاومتی بود در برابر اعمال نژادپرستانه و آپارتاید حاکم بر رژیم سیاسی آفریقای جنوبی که در برابر سیاه‌پوستان اعمال می‌شد.

سیاست و موسیقی جهانی

تاریخ بشر، تاریخ زبان، قدرت و سلطه است. هنر و موسیقی در مرکز این عناصر واقع شده است. از انسان‌های اولیه و غارنشین گرفته تا سیاست مدران امروزی از ابزار صدا برای ایجاد سلطه و رهبری استفاده کرده‌اند؛ به طور مثال در جوامع شکارچی، نعره‌های هنگام نبرد، نشانی از اعلام قدرت رهبر قبیله محسوب می‌شد. این اشکال سلطه در طول زمان با اختراع آلات موسیقی پیچیده‌تر شد.

سیاست و موسیقی تا به امروز در جهت تهییج جماعت انسان‌ها استفاده شده است. موسیقی‌های حماسی که رهبران برای تهییج مردم در زمان جنگ استفاده می‌کردند؛ موسیقی‌های پر انرژی و شادی که در کمپین‌های انتخابی استفاده می‌شود تا بیانگر آینده‌ای روشن و تغییرات آتی باشد؛ نمونه‌هایی از این کاربرد موسیقی هستند.

نکته مهم در رابطه سیاست و موسیقی این است که موسیقی مانند همه پدیده‌های انسانی دارای ریشه‌ای اجتماعی و سیاسی است و به طور معمول نمی‌توان آثار موسیقی را فارغ از زمینه اجتماعی و سیاسی آن بررسی کرد. یکی از مکاتب مهم در جامعه‌شناسی با عنوان «مکتب فرانکفورت»، نقش مهمی را برای موسیقی در جهت روشن‌سازی افکار عمومی قائل است.

«تئودور آدورنو» رابطه سیاست و موسیقی را از منظر موسیقی ارزشمند و فاخر و تفاوت آن با موسیقی مبتذل می‌بیند و اعتقاد دارد که گوش دادن به موسیقی مبتذل و سطح پایین موجب افت شخصیتی و فکری افراد جامعه در طول زمان خواهد شد. از نظر آدورنو، موسیقی کلاسیک و موسیقی‌های اصیل از نظر موسیقایی پیچیده‌تر هستند و به صورت ناخودآگاه، اندیشه و فکر انتقادی را در افراد پرورش می‌دهند. در هر صورت نمی‌توان نقش موسیقی را در سیاست نادیده گرفت و این موضوع نیازمند مطالعات بیشتر و گسترده‌تر است.

سیاست و موسیقی ایران

همانند دیگر نقاط دنیا در ایران هم سیاست و موسیقی با هم گره خورده‌اند. تاریخ معاصر ایران، مملو از مثال‌های زیادی از نقش موسیقی در تحولات سیاسی بوده است. در دوران مشروطه، موسیقی‌دانان مشهوری مانند عارف قزوینی و فرخی یزدی به مضامین سیاسی روی آوردند. مشروطه هم بر موسیقی دوران قاجار تأثیر گذاشت و آن را از دربار جدا کرد و شکل مردمی و ملی به آن داد.

تأثیر موسیقی بر سیاست همچنان در دوران پهلوی ادامه یافت. نقش موسیقی در ملی‌گرایی ایرانی به هیچ وجه قابل انکار نیست. اثر جاودانه غلامحسین بنان با عنوان «ای ایران» و «خوشه‌چین» نقش مهمی در شکل‌گیری هویت ایرانیان معاصر داشت. در ادامه و در دوران پهلوی دوم، خوانندگانی مانند فرهاد به تولید آثار سیاسی و اجتماعی و نقادانه پرداختند که نمایانگر اعتراضات موجود در لایه‌های زیرین جامعه ایران بود.

ارتباط سیاست و موسیقی در دوران انقلاب اسلامی با آثار حماسی و ملی تبلور یافت و در دوران جنگ تحمیلی به شکل آثاری فاخر در حوزه هنر حماسی و آثاری دراماتیک درآمد. این نوع موسیقی با تحولات دوران پس از جنگ و معضلات اجتماعی، شکل انتقادی و اصلاح‌گرایانه خود را حفظ کرده است. این امر در موسیقی پاپ، راک و رپ ایران نمود بیشتری یافته است.

در هر حال موسیقی هم مانند سایر هنرها، رابطه نزدیکی با سیاست دارد و نمی‌توان سیاست را بدون به کارگیری هنر و مضامین اجتماعی و سیاسی پنهان در آن تصور کرد.

دیدگاه خود را بیان کنید

برای ثبت دیدگاه تکمیل بخش های ستاره دار الزامی میباشد.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دیدگاه ها